محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

258

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

برحذر باش و اگر ثروتمند هستى از نيرنگ‌هاى روزگار بپرهيز و اگر نيرومند هست در انتظار سستى و ناتوانى باش و به همين‌ترتيب همه‌چيز روبه پايان است . ( و تثبّتوا في قتام العشوة ) از شبهات دورى كنيد و به هر كارى پس از تامل و در نظر گرفتن عواقب آن دست بزنيد كه چه‌بسيار مردمانى بر انجام كارهايى پشيمان و نادم گشته‌اند . ( و اعوجاج الفتنة عند طلوع جنينها ، و ظهور كمينها ، و انتصاب قطبها ، و مدار رحاها ) هنگامى كه فتنه آشكار و نيرومند مىشود ، در برابر آن برخوردى حكيمانه كنيد و آن را پس از مطالعه و برنامه‌ريزى دقيق درمان كنيد . ( تبدأ في مدارج خفيّة ، و تؤول إلى فظاعة جليّة ) فتنه در آغاز ، حقيقت خود را آشكار نمىسازد و خود را در پوششى از نيكويى و خوبى جلوه مىدهد و سپس با گذر زمان از زيانها و آسيبهاى خود پرده برمىدارد . ( شبابها كشباب الغلام ) منظور از شباب ، پرش و تغيير ناگهانى است . امام عليه السّلام مىگويد كه فتنه به ناگاه روبرمىگرداند و چهره حقيقى خود را نشان مىدهد ؛ همچنان كه جوان نيرومند باسرعت از جايى به جاى ديگر مىپرد . ( و آثارها كآثار السّلام ) واژه سلام به معناى سنگ است و امام عليه السّلام مىگويد كه فتنه آثار بد خود را در جامعه مىگذرد ؛ همانند آثار سنگهايى كه بر بدن كسى زده مىشود . ( يتوارثها الظّلمة بالعهود ! أوّلهم قائد لآخرهم ، و آخرهم مقتد بأوّلهم ) فتنه گونه‌هايى دارد : يكى از گونه‌ها آن است كه تبهكارى خود را در چهره مصلحان و نادانى در پيراهن دانشمندان جلوه كند و از همه زيان‌بارتر جايى است كه انسانى نادان و ناشايست در مركز رهبرى قرار گيرد و سپس قدرت و حكومت را در بين فرزندان و خويشان خويش منحصر گرداند و به همين